الملا فتح الله الكاشاني
296
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
متلذذ گردند و مرفه الحال در ظل ظليل حضرت ذو الجلال قرار گيرند و در مقعد صدق مقرب درگاه ملك مقتدر شود و بعد از ذكر هر دو فريق تهديد كفار ميفرمايد . وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ و بسيار از اهل ديه هِيَ أَشَدُّ قُوَّةً كه آن ده مردمان او سختتر بودند از روى توانائى و سطوت و سلطنت مِنْ قَرْيَتِكَ الَّتِي از ديه تو يعنى از اهل مكه كه أَخْرَجَتْكَ اخراج كردند ترا يعنى اهل آن ترا از آن بيرون كردند أَهْلَكْناهُمْ كه هلاك كرديم ما اهل آن قريها را بانواع عذاب فَلا ناصِرَ لَهُمْ پس هيچ يارى دهنده نبود تا عذاب را از ايشان دفع كند و از عبد اللّه عباس مرويستكه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وقتى از مكه بيرون آمد و بغار رفت و به قصد توجه بمدينه نظر در مكه كرد و گفت تو دوستترين شهرهائى بنزديك من اگر كافران معاند و مشركان جاحد مرا بيرون نميكردند هرگز از آنجا بيرون نميرفتمى و از مقام حب الوطن من الايمان قدم بيرون ننهادمى و مواصلت ترا بر مفارقة اختيار نكردمى پس حق تعالى بجهة تسلى رسول و توبيخ كفار ميفرمايد كه . أَ فَمَنْ كانَ آيا هر كه باشد عَلى بَيِّنَةٍ بر حجتى روشن مِنْ رَبِّهِ از نزد پروردگار تو كه قرآنست و ساير حجج عقليه كه منتج توحيدند كَمَنْ زُيِّنَ همچنان كسيست كه آراسته شده است يعنى شيطان آرايش داده لَهُ مر او را سُوءُ عَمَلِهِ به بدى كردار از شرك و معاصى وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ و پيروى كردهاند آرزوهاى خود را يعنى آيا پيغمبر و مؤمنان كه در توحيد و احكام شرايع بسر حد يقيناند مانند أبو جهل و ساير مشركان باشند كه در وادى شرك و ضلالة سرگردانند و حيران و اصلا خود را بمعرفة آشنا نميكنند يعنى اين هر دو طايفه مثل هم نباشند از امام محمد باقر عليه السلام مرويستكه آيه كمن زين له سوء عمله و اتبعوا اهوائهم در شأن منافقانست نه مشركان و بعد از بيان عدم تسويه بين الفريقين به جهت ترغيب اهل ايمان بر طاعت صفت بهشت مىكند كه . مَثَلُ الْجَنَّةِ صفت بهشت و قصه عجيبه الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كه وعده داده شدهاند پرهيزكاران به آن آنچيزى است بر تو همى خوانيم او را و آن اينست كه فِيها أَنْهارٌ در بهشت جويها است مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ از آبى كه متغير نيست يعنى رنگ و بوى و طعم آن از حالت اصلى و خلقى آن تغيير نيابد بر خلاف آب دنيا كه تغييرپذير مىشود وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ و جويها از شير كه لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ نگرديده است طعم او بجهة طول زمان عذوبة او بحراقة و حموضت مبدل نگردد بخلاف شير دنيا وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ و جويها از